جرمشان جه بود ؟ بیداری خویشتن خویش یا بیدار کردن مردمان خوابیده ؟ نه ، جرمی نبود . فقط آهی از جنس نیاز پیدا شد و باری دیگر در باغ شهادت باز شد . حالا مانده ایم تا بنگریم چگونه سوختن نادانان دون صفت را که دیدن خلق الله آنان را آزار داد . نه تنها تسلیت که تهنیت باد شهادت آنان که آرزوی آن را داشتند و حال به وصال رسیدند . و بیچاره آنان که به خیال خودشان ضربه ای دیگر بر پیکره اسلام زدند . اینان چون همانانی هستند که خاکروبه بر سر پیامبر خدا (ص) می ریختند و تصور می کردند فراموش خواهد شد . اما آنکه اسلام را و ذکر را آورد ، همان است که آن را محافظت می کند .
بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت 
چه بی رحمانه است نگاه این نامردان دون صفت بر مخلوقات خدا و چه بی شرمانه تر آنکه حمایت می کند .
آری ، درست است منطق آنها . وقتی اسراییل حق به جانب می شود و حق با اوست ، پس نقطه ی مقابلش ( ایران ) تروریسم است . مگر نبود آن روز که حسین (ع) و یارانش تنها بودند و دیگران که حق با آنها بود (!) همه هم با آنها بودند ؟
آه که تکرار تاریخ قلب هر انسانی را به درد می آورد . و چه بیجاست سکوت خواص مملکت خدا که اینگونه بر کرسی ثروت و جاه خوردند و مُردند . گاهی فکر می کنم نکند این مسلمانان بزرگ که کار از دستشان برمی آید ، این سرمایه داران مسلمان و بی درد منتظر امام زمان (عج) هستند که همه را با هم بکشد ؟!!!
چون مجسمه ای بی رگ و بی غیرت جلسه پشت جلسه که حق با کیست ؟ معلوم است وقتی رأس جلسه می شود عمر سعد ، خب حتماً حسین (ع) باید کشته شود (!) اصلاً کشتن ایشان و امثال ایشان می شود مستحب و شاید هم ( حکم اشتباه ندهیم ! ) بشود واجب . آن هم نه واجب کفایی که واجب عینی (!) حتماً آن سحر هم حق با ابن ملجم بود . خب او هم برای اصلاح جامعه گام برداشته بود (!) اما کدام اصلاح ؟ کدام حمایت ؟ کدام انسانیت ؟ و کدام « حق » ؟؟؟؟!!!!!!
به راستی این روزها در تعریف « حق » نیز تحریف کردند .
کاش بمیرند ، نه اینگونه که می کُشند بلکه آنگونه با صیحه ی آسمانی که آیه ای شوند برای همه ی دیگر نامردان تا قیامت .
هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و غم است
این زن صدایش آشنایت ، ای وای بر من زینب است
اربعین حسین (ع) تسلیت باد .
من امروز متولد نشدم ! ![]()
تولد من آن دم است که « او » برای اول بار یادم کرد . از روحش در جسم خاکی ام دمید و با دستان
گشاده اش مرا آفرید .
و تولد من آن دم است که یادش می کنم . ( که « او » یادم می کند . )
و تولد من آن لحظه ای است که سر بر سجده ی دل می سایم و « او » با غرور مرا به فرشتگانش نشان می دهد که بنده ام را بنگرید که چگونه سجده ام می کند .
و تولد من ، طلوع دلم است که در آن ، « او » را جای دادم . و حال گشایشی دارد به اندازه ی ناکجاآباد فطرتم .
و سوگند به همه ی لحظاتی که در آن متولد شدم روزی دیگر باز متولد خواهم شد !
آن دم که برای آخرین بار به این دیار بنگرم و « او » مرا به سوی خویش فراخواند . آن دم که با افتخار و
بی هیچ نگرانی بگویم : « لبیک اللهم لبیک »
« وقتی از فرمولها خسته میشم ، با خودم میگم اگه یه روزی پشت این قوانین گُم بشم ، ... . ![]()
بعد میگم خدایا ! باز هم تو پیدام می کنی .
اصلاً هیچوقت نمیذاری گُم بشم . همیشه هستی . کنار منی . مثل همه وقتای دیگه . زودتر از من عاشقم میشی ، زودتر از من صدام میزنی و زودتر از من ... .
هروقت سجاده مو باز کردم که سراغت بیام ، دیدم قبل از من اونجا بودی و منتظر من ، ولی من نفهمیدم و دیر اومدم .اونوقت خجالت کشیدم . »![]()
یه زمانی همه ی حرفامو تو یه دفتر می نوشتم ، ( البته اگه ورقه ای نبود ، توی دستمال کاغذی ! ) اما حالا تو وبلاگم می نویسم . شاید یه ایراد بهم وارده که چرا وبلاگ برام مثل دفتر شده . نمیدونم . ولی فرقی نداره . دوست دارم بعضی از خلوتهامو اینجا بیارم .
زیاد وقت ندارم که به وبلاگ دوستان سر بزنم . حالا این آزمون اسفندماه دست و پا گیر شده .
تا بعد ... . التماس دعا ![]()
قافله غم میاد * صدای ماتم میاد
خیلی دلم گرفته * بوی محرم میاد
راستی ، محرم نزدیکه . دعا کنیم مسیرمون به بین الحرمین بیفته . البته اول از خدا بخواهیم که اگر اینطور شد ، روی رفتن داشته باشیم .
عن الصادق (ع) قال: هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشیعه، 224:5، ح 1. امام صادق (ع) فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.
واقعا چه هدیه ای به خدا بدیم که گفته باشیم عید شما مبارک ؟؟؟ !!!
برای همه دوستان دعا کنید . 
امروز روز عرفه است و فردا عید قربان . عیدتون مبارک . ![]()
امروز دوست دارم حسین (ع) باشه تا با نوای اون با خدا حرف بزنم . و فردا قربانی معشوق باشم .
دوست دارم داد بزنم و شکایت کنم ! آخه گناه من چیه که تو عصری به دنیا آمدم که امام و راهنمای خودمو نمی تونم ببینم ؟! آخه من … .
کاش امروز آقام بود . کاش با هم داد می زدیم ! اون دعای عرفه ی جد بزرگوارشو می خوند و مارو بیشتر عاشق خدامون می کرد . آخه اون خیلی بیشتر از ما از مهربونی خدا میدونه . کاش این همه روزای سخت انتظار زودتر تموم بشه . راستی ، فردا جمعه است . یعنی باز هم تنها باید دعای عرفه رو بخونیم .
بیایید دعا کنیم دیگه سال بعد اینجوری دعای عرفه رو خودمون تنها نخونیم !![]()
http://2eshgh.com/mazhabi/quran.html
دیگه چه خبر ؟ از خدا خبر دارید ؟ امروز چندبار دلتون براش تنگ شد ؟ برای تنهاییهاش چقدر اشک ریختین ؟ چند تا پیامک برا غربت خدا دادین ؟
برای من ( بازمانده از قافله ) هم دعا کنین . ![]()